به امید روزی که گره ی انگشتان ما بر روی کیبورد، نقاش خط خطی های این صفحه باشد
نوشته ی ودیگر هیچ... در ساعت ٧:٢۳ ق.ظ در جمعه ٥ اسفند ،۱۳۸٤
به امید روزی که گره ی انگشتان ما بر روی کیبورد، نقاش خط خطی های این صفحه باشد
در اوج تنهايی و غم می نويسم
به پيش روی من تا چشم ياری می کند درياست
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پيداست
در اين ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دريا ...............دلم تنهاست
برای کسی که تمام دنياش تنهايه