دنیای تنهای من

 

نظر سنجی

خوش حال میشم دل نوشته های شما را بخونم

بودن خود را فریاد بزنید

بهترین حس دنیا در یک جمله؟

نظر خودم

بهترین حس دنیا

...حس بخشیده شدن در آسمان بهترین احساس دنیاست...

 /////////////////////////////////////////////////////

برای اولین بار....می نویسم....زیباترین حس دنیا را

 

 

یه در آهنی ...خیلی ساده ، _

ساده تر از اونی که میشه تصورکرد...

با سقف ایرانت شده ... وسط چند تا ساختمان بلند ...

.. خود نمایی می کرد..

.. از در که وارد میشی ،روبرو یه اتاق هست که بهش میگن، کتابخانه...

می پیچیم سمت راست...

/ باور کردنی نیست.../

نور، همه جا نور میبینی....

صدای قرآن ...

در و دیوارش، پر از پرچم

شکوهی ،بی وصف.... سنگینه،

درک اونجا خیلی سنگینه....

انگاری، تمام غصه عالم ،توی دلما نشسته بود...

...... هیچ وقت نمی توانم ...

هیچ یادم نیست....

/ صحبت از آش بود.../

آش نذری...

گریه امان نمیدهد...

" او را آرام کنم یا خود را"

" گریه نکن.."

... این تنها یک جمله نیست

صدایمان کرد......

او که ساده ترین؛ وپاک ترین بود.....

باور نمیکنم.....

این رویاست....

همه برای دیدن او سرو دست میشکستن

ما تنها در گوشه ای ،گریه میکردیم....

صحبت میکرد....

صحبت از آش نذری...

یک باره ،از میان اون جمعیت...

/ صدایمان کرد/

_چرا گریه میکنی؟""

_پاسخ داد:

" من اونی نیستم که باید باشم"

" خدا ما را نمیبخشد.."

ودیگر هیچ یادم نیست..

گریه... ،صدایمان کل فضا را گرفته بود..

توصیف، سخت است...

او چه می گفت ،یادم نیست...

هرچه بود، از ما بود

گفت: فقط یک چیز

" خداوند ، شما را بخشید"

 

اینجا بوی خدا میدهد...

اینجا تکیه ای از بهشت است..

اینجا میتوان دید قدم های خدا را...

حس میکنم بخشید شدن را..

حس میکنم پاک شدن را..

حس میکنم خداوند را..

سخت است بگویم...

الان، وقتی، گریه میکنم و

با او حرف میزنم..

باور دارم ،صدایم رامیشنود..

باور دارم، مرا می بیند..

باور دارم ،با من هست، همه جا...

خوشا به حالم...دوستش دارم به اندازه بزرگی خودش..

بهترین حس دنیا در یک جمله؟


نوشته ی ودیگر هیچ... در ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ در دوشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٥

: